شعر:نخل هاى سوخته - سبز قامتان

سبز قامتان

و لا يحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق ---- و اين پرچم را جز افراد بينا با استقامت و آگاه به موارد حق به دوش نمي کشند

شعر:نخل هاى سوخته
نویسنده : سجاده نشین ره عشــــــــــــــق - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٩
 

نخل هاى سوخته! چرا حکایتى نمى کنید؟

اى غریب مانده ها چرا روایتى نمى کنید؟

«نى» که طاقت ترانه هاى زخمى مرا نداشت

بغض هاى در گلو چرا شکایتى نمى کنید

باز هم سراب هاى روبرو نهایت شماست

سنگ مانده اید و فکر بى نهایتى نمى کنید

سال ها قبیله هاى عشق را پیامبر شدید

قوم ناسپاس را چرا هدایتى نمى کنید

قد کشیده ایم، سبز و ساده روبرویتان، ولى

اى نگاه هاى مهربان عنایتى نمى کنید

شعر من که راوى تمام لحظه هایتان نبود

اى غریب مانده ها چرا روایتى نمى کنید


 
comment نظرات ()